تبليغاتX
روزنه
یادداشت های یک روزنامه نگار
 کوئیست در اصفهان به زمین نشست
موفقیت در انجام فعالیت های پلیس در صورتی که اشراف کامل اطلاعاتی وجود داشته باشد به مراتب بیشتر خواهد بود و شاید یکی از دلایلی که قاچاقچیان ارز و کالا، قاچاقچیان موادمخدر، سارقان مسلح و به عنف، کلاهبرداران و به طور کلی مجرمان جرایم خاص، اصفهان را خط قرمز خود می دانند و حتی الامکان سعی می کنند در این منطقه مرتکب جرم نشوند، همکاری خوب نهادهای امنیتی و پلیس در به دام انداختن مجرمین است.
موضوعی که شنبه هفته جاری نیز شاهد یک نمونه از آن بودیم و با همکاری پلیس و اداره کل اطلاعات تعداد زیادی از اعضای شبکه هرمی کوئیست که از سراسر کشور در اصفهان جمع شده بودند شناسایی و دستگیر شدند. در زیر گفتگوی اصفهان امروز با سرهنگ حسین حسین زاده، رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان را از نظر خواهیم گذراند.
س: جناب سرهنگ اگر امکان دارد در خصوص عملیات اخیر که توسط پلیس آگاهی و اداره اطلاعات به طور مشترک انجام گرفت توضیح دهید:
با توجه به اینکه تمرکز شرکت های هرمی در مرکز کشور به هم خورده است، سر دسته های این شرکت ها به دنبال ایجاد تمرکز در دیگر استان ها بودند که استان اصفهان نیز یکی از انتخاب های آنها بود، ولی باتوجه به اطلاعاتی که از قبل داشتیم اعضای این شبکه را هنگام ورود به اصفهان زیرنظر گرفتیم تا اینکه مشخص شد آنها در چندین محله اصفهان ساکن شدند. سپس با حکم قضایی ساعت 5 بامداد طی چندین عملیات جداگانه وارد این خانه ها شدیم و تمامی اعضای این شبکه را دستگیر کردیم.
س: بیشتر این افراد از چه استان هایی به اصفهان آمده بودند؟
از استان های فارس، مازندران، خراسان جنوبی، هرمزگان، آذربایجان غربی، خراسان رضوی.
س: این افراد به چه منظوری به اصفهان آمده بودند؟
باتوجه به حضور سرآفیس ها در این مجموعه احتمال می دهیم که این افراد برای شرکت در جلسات پرزنت و عضو گیری در اصفهان حضور پیدا کرده بودند که شناسایی و دستگیر شدند.
س: تعداد دقیق این افراد چند نفر بودند؟
تعداد کل دستگیر شدگان که شامل سرآفیس ها به تعداد 15 تا 20 نفر، اعضای شبکه و افرادی که هنوز عضو نشده بودند، ولی برای انجام مراحل عضویت در این شبکه به اصفهان آمده اند 115 نفر می باشد.
س: میانگین حضور این افراد در اصفهان چند روز است؟ بین 10 تا 15 روز
س: این افراد در چه مکان هایی اسکان داده شده بودند؟
توسط خود شبکه هرمی کوئیست تعداد 15 خانه در نقاط مختلف اصفهان اجاره شد و این افراد در این خانه ها اسکان داده شدند.
س: این خانه ها از امکانات لازم و مناسب برخوردار بود؟
شاید باور نکنید ولی این خانه ها از بی کیفیت ترین خانه های شهر بودند که بعضی از آنها حتی اولیه ترین امکانات زندگی را هم نداشتند و اعضای این شبکه به سخت ترین شکل در این خانه ها زندگی می کردند. میزان بهداشت نیز در پائین ترین سطح خود قرار داشت.
س: به نظر شما با انجام این عملیات آینده شرکت های هرمی در اصفهان و در کشور چطور خواهد بود؟
به طور کلی می توان گفت با انجام این کار کمرکوئیست درایران شکست، ولی پلیس به این موضوع بسنده نمی کند و تحرکات این افراد را به دقت مورد توجه قرار می دهد.
س: بیشتر حوزه فعالیت این افراد در چه بخشی بود؟
سرآفیس ها و سرشاخه ها به صورت صوری و غیرواقعی تورهای سیاحتی و حتی زیارتی به این افراد می فروختند، ولی در اصل هیچ فردی از این تورها استفاده نکرده اند.
س: آیا میزان مبلغی را که توسط سرآفیس های این شبکه کلاهبرداری شده است، به دست آورده اید؟
این افراد صبح امروز دستگیر شده اند و هنوز مراحل بازجویی از آنها به اتمام نرسیده است ولی مبلغی که توسط این افراد کلاهبرداری شده و به خارج از کشور ارسال شده مبلغ بالایی می باشد که با هماهنگی دستگاه های امنیتی و قضایی حساب های آنها مسدود شده است.
س: به نظر شما چرا فعالیت در این شبکه ها جرم محسوب می شود؟
این اقدام اخلال در نظام اقتصادی کشور است و باید به شدت با آن برخورد کرد.
س: مجازات قانونی در نظر گرفته شده برای این افراد چیست؟
قانون براساس نوع و میزان فعالیت این افراد مجازات های حبس، شلاق، جریمه و حتی اعدام و حبس ابد هم در نظر گرفته که اعدام و حبس ابد به اتهام مفسد فی الارض صادر می گردد که مخصوص سرآفیس ها و سرشبکه ها می باشد.
س: باتوجه به دستگیری حدود 15 تا 20 نفر از سرشاخه های کوئیست آیا احتمال صدور حکم های سنگین برای این افراد وجود دارد؟
هرچند که ما دستگیری سرآفیس ها را در این عملیات تائید می کنیم، ولی تشخیص مفسد فی الارض بودن یا نبودن آنها برعهده قاضی و دستگاه قضایی می باشد.
س: نحوه تبلیغات این افراد و دعوت اعضا برای گروه هایی در اصفهان چگونه بوده است؟
از طریق اینترنت
س: توصیه نهایی شما به افرادی که قصد عضویت در این شرکت ها و شبکه ها را دارند چیست؟
پلیس و نهادهای امنیتی اشراف کاملی برتحرکات این افراد دارند و دستگاه قضایی نیز موضوع را با حساسیت بالایی پیگیری می کند، لذا جوانان که بیشتر نیز از جوانان هستند در برابر تبلیغات هدفمند و برنامه ریزی شده این افراد اغفال نشوند و سرمایه خود را بی جهت از دست ندهند.


|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/11/12  |
 آرزو داشتم در امارات ویلا بخرم
فعالیت شرکت های هرمی هرچند که این روزها کم رنگ تر شده است، ولی هنوز هم به طور زیرزمینی و مخفیانه ادامه دارد. فعالیت هایی که باعث بروز مشکلات متعدد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... می گردد. متاسفانه به رغم تبلیغات زیاد رسانه ای، هشدارهای انتظامی و تذکرهای قضایی هنوز شاهد بروز این مشکلات در جامعه هستیم و می بینیم که جوانان به ویژه در شهرستان ها طعمه هایی برای سر شبکه های شرکت ها و گروه های هرمی تلقی می شوند. چندی پیش براساس یک تحقیق که توسط دانشجویان کارشناسی ارشد ریاضی دانشگاه اصفهان صورت پذیرفت، مشخص شد از هر یکصد نفری که وارد شرکت های هرمی می شوند 92 نفر به طور کامل پول خود را از دست می دهند، 6 نفر به اصل پول خود می رسند و تنها 2 نفر به سود سرشاری دست پیدا می کنند که معمولا از آنان به عنوان سر شبکه یاد می شود و این یعنی فدا و فنا شدن 98 درصد از اعضای این شبکه ها برای بقای شکوهمندانه تنها 2 درصد.
با این توضیح این موضوع در بسیاری از کشورهای جهان جرم بوده و پلیس با آن به مقابله می پردازد. یکی از این شرکت ها که مشکلات متعددی را برای اعضای خود ایجاد کرده است شرکت "گلدکوئیست" یا همان "کوئیست" است که از قدیمی ترین شبکه های هرمی در دنیا می باشد. مدیران این شرکت که پیش از این از طریق فروش سکه، ساعت، لباس، موارد تزئینی و .... نسبت به عضو گیری اقدام می کردند، پس از محدود شدن در بیشتر کشورهای دنیا دست به تغییر رویه زده و علاوه بر بکارگیری مکانیزم های روانشناختی به تغییر محصولات نیز روی آورده و بیشتر اقدام به فروش تورهای سیاحتی و یا حتی زیارتی می کنند. تورهایی که برروی کاغذ خرید و فروش می شوند و اعتباری میلیونی دارند، ولی این اعتبار در عمل کاذب بوده و کمتر کسی از این سفرها استفاده کرده است. در این میان یکی از اقدامات بزرگ هفته جاری پلیس آگاهی و ماموران اداره اطلاعات استان اصفهان شناسایی و دستگیری حدود یکصد و 15 نفر از اعضای این شرکت هرمی بود که از بیشتر نقاط کشور در اصفهان جمع شده و قصد برنامه ریزی برای فعالیت های مجرمانه خود را داشتند. تجمعی بزرگ و بی سابقه که باعث وارد آمدن شوک بزرگ کاری به این شبکه هرمی شد و حداقل 20 نفر از سرشاخه ها و سرآفیس های کوئیست را در اداره آگاهی اصفهان زمین گیر کرد. "مهدی- ر"، یکی از اعضای تازه به گروه پیوسته است که اهل شیراز بوده، 24 سال سن دارد و دانشجو می باشد. در زیر به گفتگو با این عضو شبکه کوئیست می پردازیم.
س: چطور شد که با شبکه کوئیست آشنا شدی؟
ابتدا به دعوت یکی از دوستان صمیمی خودم به چند جلسه این شرکت رفتم و وقتی آینده های بسیار خوبی برایمان ترسیم کردند، من نیز علاقمند شدم.
س: مگر چه آینده ای برایتان ترسیم می کردند؟
هر دفعه در جلسات یکی از افراد موفق را می آوردند تا برای جمع صحبت کند. بیشترشان افرادی بودند که تا یکسال قبل هیچ سرمایه ای نداشتند، ولی می گفتند الان حداقل ماهیانه 20 میلیون تومان در آمد دارند و هرچیزی که می خواهند می توانند بخرند.
س: توچه مبلغی برای عضویت پرداخت کردی؟
5 میلیون تومان
س: چه مدت قبل؟
حدود شش ماه پیش
س: در این شش ماه چقدر سود دریافت کرده ای؟
هنوز هیچ
س: مگر نگفتی افرادی که برای تبلیغ می آورند، می گفتند کمتر از یکسال به این سود دست پیدا کرده اند. پس چرا تو تا کنون سودی دریافت نکرده ای؟
این موضوع برای خودم هم سؤال بود، ولی وقتی از بالا دستی خودم می پرسیدم می گفتند چون تو فعال نیستی و نتوانسته ای درست عضوگیری کنی هنوز سودی دریافت نکرده ای.
س: بالا دستی تو چه کسی بود؟
همان دوستی که ابتدا با وی به جلسات می رفتم.
س: پول را به چه کسی پرداخت کردی؟
من دادم به بالادستی خودم، ولی او نیز مبلغ کمی از آن را برعنوان پورسانت برداشت و ما بقی را به بالادستی های خودش تحویل داد.
س: چرا تو فعال نبودی و نتوانستی درست عضوگیری کنی تا به سود برسی؟
چون عضوگیری شرایط خاص خودش را دارد
س: چه شرایطی؟
عضوگیری تابع یک شرایط خاصی است که بالادستی ها و سرآفیس ها به ما آموزش می دادند، مثلا اینکه زیر گروه هایمان را به گونه ای انتخاب کنیم که از نزدیکان، دوستان صمیمی، فامیل و یا آشناها باشند.
س: این موضوع دلیل خاصی دارد؟
سرآفیس ها عنوان می کردند که می خواهند بیشتر یک شبکه خانوادگی و دوستانه راه بیندازند، ولی پلیس عنوان می کرد که علت این موضوع آن است که در روابط فامیلی و دوستانه کسی از بالادستی خود شکایت نکند.
س: اگر متوجه شوی که در این شبکه به هیچ سودی دست نخواهی یافت و به نوعی سرتو کلاه رفته است، آیا حاضر هستی که از بالادستی خود شکایت کنی؟
مسلماً نخیر، چون من و او مانند دو برادر هستیم و حاضرم قید 5 میلیون تومان خودم را بزنم ولی از او شکایت نکنم.
س: تو که ساکن و اهل شیراز هستی، پس اصفهان چه کار می کردی؟
ما برای یک همایش آمده بودیم اصفهان.
س: چه همایشی؟
بالادستی ها می گفتند برای گروه هایی اعضای این گروه
س: کجا ساکن بودید؟
سرآفیس ها برایمان خانه هایی اجاره کرده بودند که ما آنجا بودیم.
س: چند روزاست که اصفهان هستی؟
حدود 10 روز است
س: به طور کلی می توانی برای عضویت در این شبکه یک هدف بیان کنی؟
در جلسات اولیه پرزنت یکی از سرآفیس ها به من گفت تمام آرزوهایت را روی یک کاغذ بنویس و بده به من و من هم نوشتم.
س: چه آرزوهایی نوشتی؟
خب شاید خنده دار باشد، اگر اجازه بدهید نگویم.
س: چرا خنده؟ خب می خواهیم بدانیم چه سقفی از آرزوهایت باعث شد که 5 میلیون از پولت را به این شبکه بدهی؟
خب مثلا من آرزو داشتم یک ویلای 600 متری در جزیره "نخل" امارات داشته باشم. یک اتومبیل 60 میلیونی بخرم، یک مغازه در یکی از پاساژهای معتبر و معروف شیراز برای پدرم تهیه کنم، یک اتومبیل 30 میلیونی برای مادرم و یک اتومبیل 20 میلیونی برای خواهرم بخرم و یک خانه و مغازه بزرگ هم برای خودم داشته باشم.
س: این آرزوهای خودت بود یا اینکه کسی در انتخاب این اهداف تو را کمک کرد؟
خودم از کودکی آرزوی داشتن این موارد را داشتم، ولی روزی که با یکی از سرآفیس ها جلسه داشتم و دیدم او می گوید که به بسیاری از این موارد رسیده است من هم خواستم برسم.
س: اکنون که دستگیر شده ای تا چه میزان متوجه دروغ بودن ادعاهای سرآفیس ها و بالادستی ها شدی؟
خب شواهد پلیس را که می ببینم به این شبکه شک می کنم، ولی از طرف دیگری نیز بالا دستی های خودم خیلی آدم های موجهی بودند و فکر نمی کنم باعث از دست رفتن سرمایه ام بشوند.
س: شما در این شبکه چه محصولی را خرید و فروش می کردید، یعنی این پول را بابت چه محصولی پرداخت کردید؟
ما تورهای زیارتی و سیاحتی می خریدیم و می فروختیم.
س: آیا شما با این مبلغی که پرداخت کردید به سفر هم رفتید؟
نه، بالادستی من گفت من یک اعتبار سفر سیاحتی به یکی از کشورهای خارجی را دارم، ولی تا به سودآوری نرسم نمی توانم از آن استفاده کنم و باید به دنبال زیر شاخه باشم.
س: پیشنهاد شما به افرادی که می خواهند وارد این عرصه شوند چیست؟
اینکه مراقب باشند تا اصل سرمایه اشان را از دست ندهند و در این شبکه ها وارد نشوند.
س: خب تو که هنوز تردید داری و به اعتماد کامل نرسیده ای که پلیس در این زمینه درست می گوید یا نه، پس چگونه پیشنهاد می کنی افراد وارد این شبکه ها نشوند؟
وقتی فکر می کنم که این موضوع یک ریسک پنجاه پنجاه است احساس می کنم که تلخی از دست دادن سرمایه ای که به سختی آن را تهیه کرده ام، خیلی بیشتر از شیرینی سودی است که هنوز حتی به یک ریال آن هم دست نیافته ام.



|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/11/12  |
 بازنشستگان ذوب آهن خواستار حقوق های معوقه اشان شدند

خیابان نشاط اصفهان صبح روز گذشته آنچنان هم با نشاط نبود.حضور گسترده پلیس نشان از یک اتفاق می داد و جمعیت زیادی که حد فاصل چهار راه های نقاشی تا هشت بهشت تجمع کرده بودند این موضوع را تایید می کردند. اما این بار پلیس برای دستگیری سارق یا سارقان در این خیابان حضور نیافته بود،قتلی هم رخ نداده بود تا پلیس بخواهد صحنه قتل را حفظ و بررسی کند، خبری هم از نزاع و درگیری نبود.این بار پلیس برای حفظ نظم و امنیت در خیابان نشاط حضور یافته بود و اجازه عبور وسایل نقلیه از دو طرف خیابان را نمی داد.جمعیت در برابر کانون بازنشستگان ذوب آهن اصفهان ایستاده بودند و حاضر به باز کردن خیابان نبودند اما از شعار و یا هرگونه حرکت تحریک آمیز خبری نبود. آنان در برابر درخواست  ماموران برای بازگشایی خیابان تنها به گفتن این نکته بسنده می کردند که "خواسته ما فقط دریافت حقوقمان است و اگر پلیس می تواند برای اینکه ما دست خالی به خانه بازنگردیم تنها مبلغی به ما غرض دهد ما خیابان را باز می کنیم. آنها همچنان تاکید داشتند هیچ انگیزه سیاسی یا خرابکارانه ندارند و به نظام و مملکت نیز بسیار پایبند بوده و خودشان را جزو جدا نشدنی این نظام می دانند.کارگرانی که 30 سال کار کردند و اکنون که وقت استراحتشان است از حقوق بازنشستگیشان خبری نیست.ماموران پلیس نیز این موضوع را به خوبی درک کرده بودند. رئیس پلیس شهرستان اصفهان تا پیش از ظهر تنها مسئولی بود که به جمع معترضان آمد و از آنان خواست تا نظم را رعایت کنند و به قانون احترام بگذارند،اما وقتی با مخالفت بازنشستگان ذوب آهن مواجه شد محل را ترک کرد و در حین ترک محل تنها از مامورانی که آنجا بودند خواست حواسشان را جمع کنند،ضمن رعایت قانون نظم دهی به خیابان های اطراف برای عبور و مرور آسان خودروهایی که نمی توانستند از این خیابان تردد کنند را هم بر عهده بگیرند و ضمن رعایت احترام سنی و شخصیتی معترضان ،مراقب سواستفاده های احتمالی نیز باشند تا دستورات بعدی.خود معترضان نیز به شدت مراقب این موضوع بودند و در برابر حضور یک فرد غریبه یا مشکوک با پلیس همکاری و همراهی می کردند اما آنها حقوقشان را هم می خواستند و حاضر نبودند از خواسته هایشان چشم بپوشند.خواسته ای که طی چند ماه گذشته از سوی مسئولان مورد بی توجهی واقع شده و به پرداخت های مرحله به مرحله و ناقص حقوق بازنشستگی آنان ختم گردیده است.یکی از بازنستگان این شرکت تولیدی که از نسل اولی های این شرکت می باشد در گفتگو با خبرنگار ما گفت: حدود 5 ماه است که هر از چند روزی مبلغی را به حسابمان می ریزند و هرچه به این نحوه پرداخت اعتراض می کنیم پاسخی نمی شنویم ولی از ابتدای ماه جاری تاکنون تنها 75 هزار تومان به حساب ما ریخته اند. البته این تنها پرداختی شرکت به بازنشستگان نبوده است. بلکه مسئولان کانون بازنشستگان ذوب اهن طی نامه ای آب پاکی را هم روی دست اعضای این کانون ریخته و به مسئولان نوشته اند که کمرشان زیر بار پرداخت حقوق بازنشستگان شکسته و دیگر توان پرداخت حقوق ماهیانه آنان را ندارند.یکی دیگر از بازنشستگان ذوب آهن پیر مردی حدودا 70 ساله بود با کت کرمی رنگ،موی  کاملا سفید و قدی تقریبا خمیده.وی به خبرنگار ما گفت: زمانی که روس ها در این کارخانه مشغول فعالیت بودند تولید شمش در ساعت 70 عدد بود و وقتی که ما وارد عمل شدیم این تولید را به 120 عدد در ساعت رساندیم و آن روز مسئولان می گفتند امیدواریم روزی فرا برسد تا این فداکاری و زحمات ما را جبران کنند، ولی اکنون ما به روزی افتاده ایم که به مسئولان می گوییم جبران زخمات ما پیش کش فقط حقوقمان را بدهید.وی اظهار داشت: هر روز ما درکنار کوره هایی با دمای هزار و 500 درجه مشغول فعالیت بودیم و وقتی از کارخانه بیرون می آمدیم تنها چشمهایمان معلوم بود و تمام صورتمان زیر خاکستر رفته بود وتعدادی در دفاترشان کنار بخاری و یا زیر کولر مدیریت می کردند ، ولی اکنون ما باید اینچنین نیازمند دریافت حق خودمان در خیابان ها آواره باشیم و آنطور که به ما خبر رسیده ،برخی از همان افراد از طریق ارتباطاتی که با شرکت ذوب آهن داشته اند اکنون حقوق های میلیونی می گیرند .وی ادامه داد: دختر من در یکی از دانشگاه های دولتی تهران درس می خواند و هفته گذشته که خواسته ام وی را برای ادامه تحصیل به تهران بفرستم مجبور شدم فقط 40 هزار تومان به وی بدهم،چرا که فقط 75 هزار تومان از حقوق بازنشستگیم را پرداخت کرده بودند ، این درحالیست که از این مبلغ بیش از نیمی از آن هزینه رفت و آمد آن به تهران می شود . یکی دیگر از بازنشستگان حاضر در این تجمع با بیان اینکه در تمام طول اشتغال ما در این کارخانه حقوق مربوط به پرداخت بازنشستگی از حساب های ما کسر گردید اما اکنون که باید این حقوق پرداخت شود می گویند صندوق خالی است و آه در بساط نیست.یکی دیگر از همین افراد در حالی که دکمه های پیراهنش را باز می کرد تا جای عمل باز قلبش را نشان دهد با گریه گفت: من حاضر به عمل نبودم و به مرگم راضی بودم ولی به اصرار فرزندانم با وام و قرض و غوله راهی بیمارستان شدم تا بعد بتوانم بر اساس قانون هزینه های عمل جراحی را از صندوق بازنشستگی دریافت و با آن قرض هایم را پرداخت نمایم، اما هرچه به صندوق بازنشستگی استان اصفهان مراجعه می کنم می گویند پولی ندارند که بخواهند به من بدهند.وی ادامه داد رفتار این افراد به گونه ای است که فکر می کنند قرار است از جیب خودشان این پول را به ما بدهند در حالیکه ماهیانه مبلغی از حقوق ما کم می شد تا اکنون برای پرداخت حقوق بازنشستگی مشکلی وجود نداشته باشد.پیرمرد حدودا 75 ساله ای نیز در حالیکه شال گردنش را محکم دور صورتش بسته بود تا سرما اذیتش نکند و یا شاید هم می خواست شناسایی نشود به خبرنگار ما گفت: همسر من دچار بیماری سرطان است و امروز یا فردا خواهد مُرد،ولی این حداقل کاریست که من می توانم برایش انجام دهم که هر از چندی چیزی را که او می خواهد برایش تهیه کنم، اما شرایط پرداخت حقوق بازنشستگی به گونه ایست که حتی نمی توانم داروهای عادی را برایش تهیه کنم و یا یک روز غذایی را که او دوست دارد برایش بخرم و به خانه ببرم و اکنون به لطف مدیریت غلط آقایان باید شرمنده همسر و فرزندانمان باشیم.

مطالبات بازنشستگان را تایید می کنیم

 مدیرعامل کانون بازنشستگان ذوب‌آهن پیش از این با تایید این مطلب که سال‌های پیش کارکنان ذوب‌آهن طی فعالیت کسورات مزایا و حقوق خود را پرداخت کرده‌اند، اما اکنون ماه‌ها است که حقوق دریافتی آنها به ماهانه کمتر از 100 هزار تومان هم کاهش یافته است، اظهار داشت: پرداخت‌هایی که به صندوق فولاد کشور صورت می‌گرفته در این سال‌ها به ثبت نرسیده است.ابراهیم دستمزد در ادامه افزود: این کوتاهی از مدیران سابق ذوب‌آهن اصفهان بوده و این در حالی است که سازمان تأمین اجتماعی استان اصفهان هم در جریان پرداخت‌های کارکنان به صندوق بازنشستگی فولاد بوده است.وی جمعیت زیرپوشش صندوق بازنشستگی فولاد کشور را 80 هزار نفر و با خانواده‌ها آنها 500 هزار نفر عنوان کرد و گفت: پس از انقلاب بر اساس مصوبه هیئت دولت در سال 1388 مقرر شد که شرکت‌های فولادسازی کسری حقوق خود را پرداخت کنند.مدیرعامل کانون بازنشستگان ذوب‌‌‌آهن اصفهان تصریح کرد: از زمان اجرایی شدن اصل 44 و واگذاری برخی شرکت‌های فولادی کشور از جمله فولاد اصفهان و خوزستان به بخش خصوصی، مسئولانی که باید با این واگذاری فکری هم برای پرداخت حقوق بازنشستگان فولادی کشور می‌کردند کم‌ترین اقدامی را هم در این ارتباط صورت ندادند.وی با بیان اینکه هم‌اکنون کسری صندوق بازنشستگی فولاد کشور به 7 هزار و 300 میلیارد تومان رسیده است، گفت: این مسئله به تایید سازمان بازرسی کل کشور هم رسیده است. البته  این مشکل فلش پیکان را بیشتر از آن که متوجه شرکت‌های واگذار شده کند، اذهان را به مصوبه‌های اجرا نشده دولت برای کمک به صندوق بازنشستگی فولاد کشور سوق می‌دهد چرا که دولت دو مصوبه برای رفع این مشکل به تصویب رسانده است اما یا دستورالعمل اجرایی آن به میز مدیران نرسیده و یا رسیده است اما زمان اجرای آن شاید وقتی دیگر است.به هر حال  "ملت ما" نیز ضمن تاکید بر این موضوع که پسندیده نیست اقشار مختلف برای دریافت مطالبات و حقوق خود اقدام به بستن خیابان و تجمع های بدون مجوز نمایند، ولی این نکته نیز شایان ذکر است که بازنشستگان ذوب آهن چندین بار مطالبات خود را به اشکال مختلف بیان کردند و معمولا با وعده های فراموش شده ای از سوی مسئولان مواجه شدند که  یا هیچ کاربردی نداشت و یا اینکه حکم یک مسکن مقطعی را داشت و از سوی دیگر فشار های اقتصادی با رشد بالای تورم زمینه را برای اعتراض های اینچنینی فراهم می آورد که مسئولان باید به طور ریشه ای به رفع آنها بپردازند.مشکلی که اگر رفع نشود می تواند تبعات بیشتری را برای صنعت فولاد ایران رقم بزند و در پایان نیز هرچند هیچ یک از مسئولان ذیربط در جمع آنان حاضر نشده و شاید این هم دلیلی بر خالی بودن دست آنان می باشد، ولی حضور رئیس پلیس شهرستان اصفهان در جمع معترضان و نوع برخورد ماموران انتظامی تا حد زیادی از ایجاد تنش در مقابله با این حرکت تجمعی کاست که می تواند به صورت الگویی برای تمام تجمعات اینچنینی به کار گرفته شود.

|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/09/20  |
 قمه زنی از جهل تا باور

هر ماه برای خود حرمتی دارد،شناسنامه ای ، عنوان و کنیه ای.رجب را به امیر المومنین می شناسند،شعبان را به پیامبر اعظم و یا قائم آل رسول ا... ، رمضان را به نام میهمانی خدا وذی الحجه را به حضور در میقات . محرم هم در جهان تشیع حال و هوایی برای خودش دارد.همه جا پرچم مشکی می زنند،لباس مشکی می پوشند،تکیه های عزاداری برپا می کنند،هیئت و قافله عزا به راه می اندازند و نذری می دهند.اما این تنها یک روی سکه است.روی دیگر سکه افراط است یا تفریط.تفریطی که همیشه تاریخ بوده و افراطی که باعث ایجاد خرافات شده است.راه رفتن روی آتش،زنجیز تیغی زدن،قمه را به سر کوبیدن و ... بخشی از اقدامات انحرافی و خرافی عده ای از انسان هاست که هنوز دلیل قاطعی برای اقداماتشان ندارند.در زیر بخشی از گزارشی را مرور می کنیم از این رفتار های افراطی.

طبال ها بر طبل می کوبند و سنج زن ها هم تیزی سنج را در صدای مداحان و سینه زنی سینه زنان پخش می کنند،زمین می گرید و زمان ماتم زده است.صدای حسین حسین و یا ابوالفضل لرزه بر تن هر رهگذری می زند.برخی گریه می کنند،برخی بلند گریه می کنند و برخی دیگر ضجه می زنند.در میان تمامی این هیاهو ها صدای مظلومیت اکبر، دلیری عباس، حنجره بریده اصغر، نوای غریبانه زینب، وفاداری قاسم،هق هق رقیه و ضجه های لیلا و دل مضطر و نالان حسین(ع) و حتی شیحه های ذوالجنا از دل تاریخ به گوش می رسد، کوبش دست ها بر روی سینه ها ضرب آهنگی از شور و نوای حسینی به راه انداخته است. مردان و زنان سیاه پوش آمده اند تا با جهل جاهلانی چون شمر و شمریان ، عبیدا... و عبیدالهیان ، یزید و یزیدیان مبارزه کنند.دست بر سینه می زنند و غبطه می خوردند که چرا آن روز ها نبوده تا سالاری و سروری حسین را شاهد باشند و برای تمامی دلیری دلیر مردانش یاوری بی مثال باشند.این زنان و مردان پس از 14 قرن از دل تاریخ بیرون آمده تا گِل به سر بمالند،خود را سیاه پوش کنند و دل به غریبی قافله و قافله سالار عشقی ابدی بسپارند. ولی ناگهان چندین مرد سپید پوش و کفن به تن به خیابان می آیند، حیدر حیدر می گویند و قمه به دست بر سر می کوبند ، بعضی ها حتی به فرزندان خردسالشان هم رحم نمی کنند و قمه را به فرق آنان نیز می کوبند.خون همه جا را فرا می گیرد، خونی که هیچ بویی از دوست داشتن حسین ندارد ، خونی که با خون صاحب این روز تفاوت ها دارد و به لحظه ای سوژه دوربین ها و تریبون های یزیدیان روزگار آزگار می شود. اینجا ایران است، کوفه نیست، کوچه های بنی هاشم نیست که پهلوی ام ابیهایش را بشکنند، ولی دل دختر پیامبر را جریحه دار می کنند، اینجا نام هر معبر و گذرش با نام یک شهید مزین شده است،اما رنگ خونی که بر سنگفرشش جاری شده با رنگ خون شهدا فاصله ای بسیار دارد. نجوای زیبای حسینی صدای خود را به کشاکش درگیری پلیس با قمه زنان می دهد و صحنه عاشورا به صحنه ای از جدال پلیس و قمه زنان مبدل می شود و حرمت ظهر عاشورا همراه با خونی که بر زمین جاری شده به همین سادگی به زمین می ریزد، این صحنه ای از ظهر عاشورا در یکی از خیابان های شهر است. مردم با دیدن این صحنه ها بیشتر دلشان برای مظلومیت حسین و یارانش می سوزد و از قمه زنان ابراز انزجار می کنند.

علی بیاتی،یکی از عزاداران حسینی در این زمینه به خبرنگار ما گفت: من از حالات مشمئز کننده قمه زنی اطلاع داشتم، ولی تاکنون این موضوع را از نزدیک ندیده بودم، حالا که دیدم احساس می کنم چقدر به دین خیانت و ظلم شده است.مرضیه آقا حسینی نیز یکی دیگر از عزاداران حسینی است که معتقد است آیین عزاداری مردم به کلی تغییر کرده و این تغییر نیز از زمان صفویه صورت گرفته است.وی در این زمینه گفت: این تغییرات در زمان کنونی نیز ادامه دارد، به طوریکه 30 یا 40 سال قبل عزاداری ها به گونه ای بود که مردم به راحتی به مجلس عزا می رفتند و با معارف الهی آشنا می شدند ،ولی اکنون بیشتر به حواشی پرداخته می شود تا خود دین.اما رجبعلی الف( 28 ساله) که به تازگی دارای یک فرزند پسر شده با بیان اینکه با تعداد زیادی از افرادی که قمه می زنند ارتباط نزدیک دارد معتقد است این یک عمل اعتقادی بوده و کاری کاملا صحیح می باشد. وی ضمن اشاره به اینکه خودش هم قمه می زند و از امسال نه اما از سال دیگر برای فرزندش نیز قمه خواهد زد، به خبرنگار ما گفت: من از افرادی که می گویند قمه زنی حرام است، تنها یک سئوال دارم و آن هم اینکه اگر دست یا بخشی از بدن زخم شود حدود یک هفته دستمان بند این زخم است،ولی چرا زخم قمه زنی دو ساعت بعد از آن ترمیم می شود؟وی اظهار داشت: قمه زنی یک نوع عبادت است و باعث می شود یک سال گناهان انسان در اثر این کار از بین برود.

*غیر مسلمان ها از قمه زنی چه می دانند

البته این اصرار و تعصب آیینی آنقدر بازتاب داشته که بسیاری از غیر مسلمانان ،مسلمانان را فقط به قمه زنی و یا ایراد ضرر به تن و بدن خودشان می شناسند.در یکی از سایت های اینترنتی در بیان چگونچی قمه زنی نوشته: "بعضی هم برای قمه زنی نذر می کنند ،برخی چنین نذری را درباره کودکان خردسال انجام می دهند و بر سر آنان تیغ می زنند ،تا از محل آن خون جاری شود . مردانی که شعار فدائیان حسین بر کفن ها نگاشته ،قمه ،شمشیر و یا خنجری بر دستان گرفته و بر سرهای تراشیده خود زخم هایی گاه بسیار عمیق و شدید وارد می آورند . گاه این ضربه ها چنان شدید است که فرق سر را شکافته خون بسیاری از آن جاری می شود .در برخی موارد نیز افراد از هوش رفته و بر زمین می افتند و یا از شدت ضربه جان می دهند .خون با نخستین ضربه فوران می کند ؛ اما گاه برخی آنچنان به شور و هیجان می آیند که ضربه های محکمی بر سر فرود آورده و خون بیشتری از سر خود جاری می سازند .برخی نیز با سطح قمه بر سر ضربه می زنند تا خطر کمتری بر ایشان داشته باشد .قمه زنان با فاصله پس از پایان مراسم به حمام عمومی رفته و پس از مداوای زخم هایشان به شیوه سنتی ،خود را شسته و بهبود می یابند ."

سفیر کبیر آمریکا در ایران در دوران قاجاریه نیز در تشریح این عمل غیر دینی می نویسد" « سال 1884 در تهرن اقامت داشتم . دسته هایی در خیابان حرکت می کردند و احساسات تند و بی سابقه ای از خود نشان می دادند ... در این میان ناگهان جمعی سفید پوش که کاردهایی در دست داشتند ،پدیدار شدند که با هیجان زیاد کاردها را بالا برده و به سر خود می زدند و خون از سر آنها و از کاردهایی که در دست داشتند فواره می زد و سر تا پایشان را سرخ کرده بود » .

*کارفرهنگی بهتر از برخورد است

البته این پدیده غیر دینی سال هاست مورد توجه مسئولان قرار گرفته و آستین همت را برای مقابله با آن بالا زده اند.اما نوع برخورد ها باعث دیدگاه های مختلفی در این زمینه گردیده است. برخی از مسئولان معتقدند باید از پلیس برای مقابله با قمه زن ها استفاده کرد و سپس آنها را به دستگاه قضایی معرفی کرد،برخی معتقدند باید برای مقابله با خرافات کار فرهنگی کرد و پلیس نیز معتقد است باید این افراد را راهنمایی نمود.سردار حسن کرمی، فرمانده انتظامی استان اصفهان در این زمینه معتقد است باید مراسم و عزاداری های باشكوه، سالم و معنوی مردم در استان به ویژه شهرستان خمینی شهر از طریق رسانه ها و صدا و سیما پوشش داده شود تا ذهنیت های منفی در این زمینه برطرف شود.وی با بیان این که پلیس در این راستا از کار فرهنگی استفاده می کند نه حضور فیزیکی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، گفت: به رغم این که در خصوص قمه زنی شهرستان خمینی شهر نیاز به جلوگیری فیزیکی داشتیم ،اما در این خصوص خود را از فضای فرهنگی دور نکرده و تعامل خود را با جوانان و هیئت های مذهبی این شهرستان بیشتر کردیم.کرمی با بیان این که مردم خمینی شهر در شب های 19 تا 21 ماه رمضان نیز قمه زنی می کردند ، اما امسال حتی یک نفر هم در ملاء عام قمه زنی نکرد، ادامه داد: امسال در خمینی شهر ۲۰ درصد کاهش قمه زنی داشته ایم.وی خاطرنشان کرد: پلیس استان تلاش می کند با ادامه روند فرهنگی و تبلیغاتی خود، در سال جاری قمه زنی در خمینی شهر را به کاهش ۴۰ درصدی برساند.فرمانده انتظامی استان اصفهان با اشاره به تمهیدات پلیس برای مقابله با اعمال خرافی در ماه محرم گفت: سرشاخه ها و گردانندگان مغرض اینگونه خرافات تحت تعقیب پلیس قرار می گیرند.کرمی با بیان این که افراد حمایت کننده قمه زن ها چه از نظر فکری چه مالی، زیر ذره بین پلیس هستند، گفت: به این افراد اجازه نمی دهیم با اعتقادات مردم بازی کنند. با این اظهارات به نظر می رسد امسال نیز تعداد قمه زن ها در استان اصفهان کمتر از سال گذشته باشد.چرا طی دو سال گذشته در کنار تدابیر شدید امنیتی ، اقدامات فرهنگی و بیان زشتی این کار نیز در نظر گرفته شده و همین امر باعث شده تا افراد زیادی به بی محتوا بودن این کار پی ببرند. آگاهی یافتن نسبت به موضوعی که طی سال ها سعی شد با استفاده از قوه قهریه آن را از جامعه پاک کرد اما نتیجه ای در بر نداشت و اکنون که اقدامات فرهنگی سر لوحه کار قرار گرفته به نظر می رسد که طرف مقابل نیز دست از لجاجت کشیده و تا حدودی این موضوع را پذیرفته است.در همین زمینه نیز معاون سیاسی و امنیتی استانداری اصفهان معتقد است که برخورد به این معنا که برای مردم محدودیت ایجاد شود به هیچ عنوان جوابگو نیست،چون مسائلی که به اعتقادات مردم وابسته است را باید با کار اعتقادی و فرهنگی درست کرد نه با زور.این در حالیست  که یکی از مسئولان محلی پیش از این گفته بود60 درصد از وقت مسئولان قضایی خمینی شهر که باید به برقراری نظم و امنیت بگذرد، صرف قمه زنی می شود. به عقیده این مقام مسئول بحث قمه زنی باید از شورای تامین شهرستان بیرون بیاید و به شورای فرهنگ عمومی و ستاد امر به معروف و نهی از منکر برود. موضوعی که مسئولان قضایی استان نیز بر آن تاکید دارند.غلامرضا انصاری،رئیس کل دادگستری استان اصفهان در این زمینه معتقد است مسائلی که به اعتقادات مردم وابسته است را باید با کار اعتقادی و فرهنگی درست کرد نه با زور به ویژه در شهری که بیشترین آمار زائرین به کربلا را به خودش اختصاص داده است و این وظیفه مسئولان فرهنگی و دینی و ائمه جماعات و جمعه است که به مردم بگویند. وی اظهار داشت:البته یک دسته هستند که عناد دارند و قصد سوءاستفاده که دستگاه قضایی در برابرشان کوتاه نمی آید.انصاری تصریح کرد:طی این چند سال شاهد آن بودم که در شورای تامین تصمیماتی برای برخورد با قمه زن ها گرفته می شد و در کنار آن هم تاکید بر اقدامات فرهنگی صورت می گرفت،ولی اکنون که اقدامات فرهنگی بیشتر شده احساس می کنیم آمار قمه زنی کاهش داشته است.به هر جهت هر سال شاهد کاهش آمار قمه زنان در سطح استان می باشیم و این موضوع جای بسی امیدواریست،ولی نباید از این مسئله غافل شد که دشمنان دین هموراه به دنبال وارد کردن خرافات و بدعت ها در دین هستند و هرگز از کار دست نمی کشند.

 

|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/09/11  |
 شیشه ویترین شکست "الهه ایشتار" فرو ریخت


دلنگرانی های دوستداران میراث فرهنگی ایران تمام شدنی نیست.یک روز تخت جمشید،روز دیگر میدان نقش جهان، و یک روز هم سی و سه پل و این ها از شاخص ترین اتفاقاتی است که در چند سال گذشته در حوزه میراث تاریخی و فرهنگی به وقوع پیوسته است.در کنار آن نیز واقعه های تلخ دیگری مانند خشک شدن درخت های سر به فلک کشیده سرو که هم ردیف با سرو شیرازی است و برای تجلیل از بهار در این باغ ثبت شده در لیست آثار بین المللی کاشته شده تا به عروس باغ‌های ایرانی معروف شود ، به وقوع پیوست که رسانه ها و مطبوعات دیگر نایی برای نوا سر دادن و روشن کردن موضوع نداشتند.این کشمکش ها همچنان ادامه داشت تا اینکه هفته گذشته بازدید کنندگان باغ تاریخی فین کاشان که برای بازدید از این مجموعه تاریخی به این باغ رفته بودند شاهد اتفاقی تلخ و نادر بودند.اتفاقی که دل الهه ایشتار را شکست. این بار در موزه باغ تاریخی فین کاشان شیشه یکی از ویترین‌های بخش باستان شناسی این موزه شکست که متاسفانه این موضوع به چند اثر تاریخی صدمه زیادی وارد ساخت.آثاری چون "مجسمه الهه ایشتار" و "کاسه و بشقاب سیلک" و "کاسه سنگی"که قدمتشان به ۵ هزار سال قبل باز می گردد. رسول لطفی،باستان شناس و مورخ در این زمینه به خبرنگار ملت ما گفت: متاسفانه این اتفاق یکی از نادر ترین اتفاقاتی است که تنها در اثر بی توجهی می افتد و غیر از بی توجهی هیچ نام دیگری نمی توان برای آن انتخاب نمود.وی اظهار داشت: در موضوع موزه داری نصب تجهیزات و ایمنی یکی از اصول اولیه می باشد که حتی افراد غیر متخصص نیز نسبت به این امر آگاهی داشته و اگر به مسئولیتی در این راستا برسند آن را رعایت خواهند کرد.لطفی تصریح کرد: شیشه عمر و زمان خاص خودش را دارد و باید با تحقیقات کارشناسی شیشه‌های موزه ها عوض شود و به شیشه‌هایی مبدل گردد که نه تنها به خودش بلکه به گوهر درونش نیز صدمه‌ای وارد نکند.این کارشناس میراثی و مورخ همچنین ادامه داد:مسئولیت مستقیم این موضوع با اداره کل میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری شهرستان است که البته پاسخگویی آنها در این زمینه تاثیری در تصحیح این اشتباه بزرگ و تاریخی نخواهد داشت.

*حفاظت از موزه باغ فین ناقص بود

مینا اصغر زاده،کارشناس موزه نیز در این زمینه با بیان اینکه به منظور حفاظت بافت قدیمی ابنیه و آثار معماری و نیز اشیای موزه‌ای حفاظت فیزیکی صورت می‌گیرد، گفت: در گنجینه‌ها و موزه‌ها امكاناتی را فراهم می‌آورند تا آثار درون آن از ایمنی كامل برخوردار شوند؛وی اظهار داشت:  بهره‌گیری از شیشه‌های چندجداره، قفل‌های ویژه، گاوصندوق‌های مطمئن، ویترین‌های مناسب با وسایل مجهز از اولیه ترین اقداماتی است که باید در زمینه موزه داری در نظر گرفت.اصغر زاده همچنین افزود: از لحاظ احداث ساختمان موزه نیز باید جنبه‌ حفاظتی بنا از پیش طراحی و به‌طور كالبدی در موزه نصب شده باشد که این موضوع در موزه باغ فین کاشان لحاظ نشده بود.

*خبر را تایید می کنیم

سرپرست اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاشان نیز ضمن تایید این خبر می‌گوید: شیشه یکی از ویترین‌های بخش باستان شناسی موزه باغ فین در اواخر مهرماه امسال، به دلیل آسیب دیدگی، دچار شکستگی شد و فرو ریخت.حسین یزدان‌مهر ادامه می‌دهد: در این حادثه خوشبختانه به هیچ یک از بازدیدکنندگان آسیبی وارد نشد و این اداره به سرعت ضمن بررسی‌های اولیه موضوع و آسیب شناسی‌های احتمالی، از شرکت پیمانکار خواست تا در اسرع وقت با اعزام کارشناسان خود، نسبت به بررسی موضوع و اعلام نتیجه در کوتاهترین زمان ممکن اقدام کند و بر اساس مفاد قردادهای منعقد شده، شرکت پیمانکار ضمن ارائه ضمانتنامه‌های قانونی موظف به رفع نواقص موجود در کوتاهترین زمان ممکن است.وی تصریح می‌کند: خوشبختانه اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری این شهرستان به منظور حفظ امنیت اشیا و بازدید کنندگان در موزه باغ فین کاشان تمهیدات لازم را بکار گرفته است.شاید به کار بردن الفاضی مانند "خوشبختانه ..." و یا در "اسرع وقت ..." تنها این موضوع به ذهن متبادر گردد که این بار نیز بخشی از تاریخ پر افتخار ایران فدای به کارگیری الفاظ و بازی با کلمات  گردیده است و بجای ساده ترین کار که عذر خواهی از صاحبان اصلی این تاریخ که مردم هستند سعی در منحرف نمودن اذهان عمومی نموده اند.موضوعی که هم به لحاظ عرف موضوعی ناپسند و به نوعی سو مدیریت تلقی می گردد و هم به لحاظ قانونی سهل انگاری در نگهداری میراث تاریخی تلقی شده که مستوجب برخورد قضایی می باشد به طوری که در ماده 558 قانون مجازات اسلامی اعلام می دارد که "هرکس به تمام یا قسمتی از ابنیه،اماکن،محوطه ها و مجموعه  های فرهنگی تاریخی یا مذهبی که در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است ،یا تزئینات ،ملحقات ،تاسیسات،اشیا و لوازم و خطوط و نقوش منصوب یا موجود در اماکن مذکور که مستقلا نیز واجد حیثیت فرهنگی_تاریخی یا مذهبی باشد،خرابی وارد آورد علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از یک الی ده سال محکوم می شود."و این در حالیست که قانون به ویژه قانون مجازات اسلامی بر تخصصی بودن واژه ها تاکید داشته و چنانچه بر عمدی بودن این خسارت نظری داشت آن را در متن قانون قید می کرد و این موضوع می تواند شامل سهل انگاری نیز باشد.از سوی دیگر غلامرضا انصاری،رئیس کل دادگستری استان اصفهان نیز پیش از این از برخورد قاطع با مخربان میراث فرهنگی خبر داده و گفته بود:"این افراد هرجا و در هر مقامی که باشند از اجرای قانون مصون نیستند و بر اساس متن قانون با آنها برخورد می شود" که هرچند با توجه به سوابق گذشته، معرفی مقصر یا مقصران از سوی سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی به دستگاه قضایی موضوعی بعید و دور از ذهن است ،اما امیدواریم دادستان عمومی و انقلاب کاشان با توجه به وظایف مدعی العمومی خود به این موضوع به طور ویژه نگاه نماید.

|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/08/08  |
 ایکاش ساعت سر کلاس ریاضی یخ بزند

امروز آغازین روز ورود است در فصلی که برگ و رنگش سرآمد همه فصل های سال است.ورودی مهرورزانه به مکتب و مامنی امن که در مکاتب اصیل از این مکتب و مامن به خانه دوم نیز یاد کرده اند. خانه ای که همه ما از دریچه آن به شهر سلام دادیم .خانه ای به نام مدرسه. تلفیق روز اول  از ماه مهر با آغاز هفته ای به نام هفته دفاع مقدس  نا خود آگاه عشق و ایثار و مهر را با یکدیگر پیوند می زند و دانش آموز را آینه تمام نمای آینده سازی ایران می نمایاند، مانند همان هایی که دانش آموز بودند ، ولی هزاران آموزگار را به مکتب عشق نشاندند و خون جاوید خویش را بر روی تخته سیاه که نه تخته سپید دلشان به رقصی ابدی درآوردند تا همیشه تاریخ اول مهر روزی باشد برای ورود و حضوری مشتاقانه به منظور رسیدن به قله های افتخار .مهرآغازیست برای نو شدن در عرصه تعلیم و تعلمی که عبادت است و عزت.همه ساله مهر ماه به بهانه پاییز بودنش میزبان بادی خواهد بود تا این باد در فضای کوچه و خیابان و شهر بپیچد و سرشاخه های سترون را با ضرب تازیانه به رعشه ای طناز وا دارد و از سر سبک سری به گام های استوار دانش آموزان بپیچد.در این فضا همه از دانش آموز می گویند و ما نیز خواهیم گفت.اما این بار بیائیم از دانش آموزان نگوییم، از آنهایی بگوییم که اندیشه سر کلاس درس نشستن برایشان آرزویی دیرینه گشته، از آن نوجوانی بگوئیم که همراه پدر پیرش با یک گاری دستی خیابان های شهر را قدم به قدم می کاود و زمانی که مقابل مدرسه ای می رسد، کودک لبوفروش آهسته پایش را زیر گاری دستی پدرش مخفی می کند تا کسی پارگی کفش هایش را جستجو نکند، ولی غافل از اینکه صورتش از خجالت و حسرت اندکی با رنگ لبوهای پدرش بی تفاوت شده است. آیا صورتش را نیز می تواند زیر گاری مخفی نگه دارد؟بگذار از این ها بگوئیم، از کودکانی که حسرت داشتن حتی یک دفتر برای نگاشتن نانوشته هایشان روزی چندین بار ترکی بر شیشه بغضشان می زند و در پی آن اشک روانشان از ایوان مژگانشان به صحن و سرای گونه هایشان جاری می شود.بگذار تا روز حضور  را از آن روی سکه بنگریم و بگوئیم که زائوی فاجعه فقر که ویار زایش گرسنگی را برای فلک زده ترین کودکان درد با خود به همراه داشت پدر و مادهای فراوانی را گورنشین کرد تا در این میان کودکان درد و فقر و فاجعه با تمام حسرت و عشق و علاقه شان راه را بر ادامه تحصیل آنچنان سخت و مشقت بار ببندند که ادامه آن برایشان ناممکن گردد.بگذار تا هم پای دانش آموزانی گریه و اشکمان را تقسیم کنیم که مانند خیلی از دانش آموزان شهر و دیارمان پدری ندارند تا انگشتان نازک و ظریفشان را دور انگشتش حلقه کنند و مسیر مدرسه را همراه پدر یا مادر لی لی کنان طی نمایند و انگشت خود را به ضمختی کار سپرده تا نان آورخانه و خانواده باشند. آنهایی که پیدا کردن یک سنگ صبور را هم غنیمتی بزرگ می دانند و برای حرف هایشان گوش شنوا می طلبند تا لااقل بار دلشان سبک شود.آیا به راستی می شود چشم را بر خلوص نیت و نوعدوستی بست؟به راستی مگر یک مدرسه چه چیز دارد که کودکان محروم از تحصیل اینگونه حسرت و آه آن را در سینه با خود به این سو و آن سو می کشند؟ چیزی غیر از کلاس؟ تخته سیاه؟ نیمکت؟ کتاب؟ دفتر؟ دانش آموز و آموزگار؟...آری چیزی فراتر از همه اینها! روح، معنویت، فرهنگ و شخصیت دارد و همین روح و معنویت و عشق به آموختن است که به مدرسه جان و جلا می دهد.آقای وزیر! که نمی دانم چند سال دیگر به کرسی وزارت تکیه خواهی زد و نمی دانم پس از تو چند نفر دیگر روی همان کرسی از چه حزب و گروهی خواهند نشست؟ زحمات و شب نخوابیدن هایتان همه برای ملت ایران محترم و مغتنم است، ولی به راستی کودک واکس فروشی که حسرت یک لحظه سر کلاس درس نشستن دارد را دیده اید؟آیا وزرای قبل از شما آن صحنه را دیده بودند و یا آیا آنان که پس از شما به این کرسی می نشینند خواهند دید؟آقای وزیر! در این مدت وزارت به راستی چند بار از آنان که دانش نیاموخته اند سخن به میان آورید؟ آیا دانش آموزان واقعی ما همانهایی هستند که فقط سر کلاس درس و مشق می نشینند؟ اگر اینچنین است پس چرا حسین فهمیده عزیز را دانش آموز تلقی می کنید؟او که سر کلاس درس آموزگار نبود. او سر کلاس عشق و مستی بود. او سر کلاس عاشقی عاشق شد و سر کلاس عرفان به زیر تانک رفت و سر کلاس استواری عقیده به اوج عزت رسید. آقای وزیر ایکاش پسرک گل فروش سر چهار راه که در سرمای زمستان به دستانش شیفت می دهد و یکی را در جیب و دیگری را تکیه گاه دسته های گل کرده و هر از چندی این شیفت را عوض می کند، سر کلاس جغرافیا آرام و بی صدا سرش را روی نیمکت گذاشته و خوابش برده باشد تا نفهمد پا بر روی چه گنجی می گذارد. ای کاش سر کلاس تاریخ دخترک گوشه نشین و مانوس با فقر حواسش را به گنجشکی دهد که روی لبه پنجره کلاسشان نشسته و از این همه مهربانی زمانه های دور و نزدیک وطنش چیزی نفهمد و ای کاش زمان برای همه دانش آموزان سر کلاس ریاضی یخ بزند و کسی نفهمد سه هزار میلیارد تومان چند صفر دارد. آقای وزیر! نمی دانم برای ذکر قسم جلاله قلمم یاری خواهد کرد یا خیر، ولی بهتر است بدانید و بدانیم که فهمیده های بسیاری از میان همین دانش آموزانی که یک دنیا حرف برای گفتن دارند، ولی روی لوح پیشانی شان فقط واژه «فقر» حک شده است پرورش می یابند به شرطی که چشم ها را بشوئیم ، جور دیگر ببینیم.

|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/06/31  |
 4 بار اعدام و 177 سال حبس برای خمینی شهر

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

رییس کل دادگستری استان اصفهان با اشاره به این که اولین دادگاه متهمان باغ خمینی‌شهر ۱۳ ساعت به طول انجامید، گفت: حکم اعدام ۴ نفر از متهمان باغ شیطانی صادر شده است.

|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/05/20  |
 حکم اعدام روباه پیر قطعی شد

حكم اعدام پیر مرد ۶۷ ساله ای که به اتهام اغفال و فريب ۳۷ زن و دختر شناسایی و دستگیر شده بود از سوى قضات ديوان عالى كشور تأييد شد.

راز تبهكارى هاى این مرد زمانی فاش شد که یکی از قربانیان وی به خواسته های شیطانی وی تن در نداد و موضوع را به پایگاه بسیج محله اشان اطلاع داد.زمستان سال ۸۵ این زن ناشناس در پی تماسی با پایگاه بسیج عنوان نمود که این پیر مرد 67 ساله منزل خود را به خانه فساد مبدل ساخته و از رابطه خویش با زنان و دختران جوان فیلم و عکس تهیه و پس از مدتی از این طریق از آنان اخاذی می کند.وى در تشریح چگونگی ورود این مرد شیاد به خانه طعمه های خود گفت: «چندى قبل مرد ناشناسى به در خانه ما مراجعه و خود را مأمور بهزيستى معرفى كرد. او به بهانه بررسى وضعيت دختر معلولم به خانه ما رفت وآمد داشت تا اين كه مدتى بعد، متهم پس از جلب اعتمادم طرح دوستى ريخت و مرا به خانه اش دعوت كرد. اما وى مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و فرداى آن روز هم يك فيلم برايم فرستاد. بدين ترتيب متوجه شدم او از رابطه شيطانى اش فيلمبردارى هم كرده است.او در عين حال تهديدم كرد که اگر در برابر خواسته هايش مقاومت كنم سى دى را در شهر توزيع مى كند.با دريافت اين گزارش مأموران خانه احمد را زير نظر گرفته و دريافتند، بیشتر افرادى كه به اين خانه رفت و آمد دارند، زنان خيابانى هستند كه گاهى مواقع دختران دانش آموز هم در ميان شان به چشم مى خورند.با ارائه این گزارش به دادسراى عمومى و انقلاب اصفهان، پرونده اى در اين باره در شعبه نهم داديارى دادسرا به ریاست قاضی حسین رضایی تشكيل شد. سرانجام با دستور قاضى  رضایي خانه شیطانی مورد بازرسى قرار گرفت و مشخص شد، يكى از اتاق هاى خانه به دوربين هاى مداربسته مجهز است. در این حین حدود یکصد ساعت فیلم از رابطه های متعدد این مرد با زنان و دختران  كشف و مورد بررسی قرار گرفت.با دستور دادیار پرونده شناسایی طعمه های این مرد شیطانی در دستور کار ماموران قرار گرفت و در بررسی های بعدی مشخص شد احمد كه دو همسر دارد خود را مأمور امنيتى، وكيل، مأمور بهزيستى و عناوين ديگر معرفى كرده است.  در خلال این بازجویی ها و  با تلاش مأموران ۳۷ زن و دختر كه در دام متهم گرفتار شده بودند نيز شناسايى و به دادسرا احضار شدند.بررسی نحوه نزدیک شدن احمد به طعمه های خود در نوع خود قابل توجه بود به گونه ای که در برخى موارد احمد با معرفى خود به عنوان مأمور بهزيستى، خانواده افراد معلول يا كم بى بضاعت را شناسايى كرده و با وعده هاى پوشالى به خانه آنها رفت وآمد مى كرد و در یک لحظه با طرح دوستی با زنان این خانه آنها را به خانه شیطانی خود می کشید و از رابطه با آنان فیلمبرداری کرده و پس از آن آنان را مورد تهدید قرار می داده است.این مرد تبهكار در بعضى موارد هم با پرسه زدن در اطراف مدارس دخترانه از آنهايى كه در راه با پسرى صحبت مى كردند، عكس گرفته و سپس با جعل عنوان مامور با دختران رابطه برقرار کرده و آنان را نیز به خانه خود می کشانده است.سرانجام با تكميل تحقيقات، دى ماه سال 86 رسیدگی های مقدماتی این پرونده به پایان رسیده و برای وی كيفرخواست صادر و پرونده او براى رسيدگى به اتهام آزار و اذيت زنان و رابطه نامشروع به شعبه ۱۶ دادگاه تجديدنظر (كيفرى) استان اصفهان ارسال شد.در همان سال پرونده در شعبه کیفری استان که قاضی محمد رضا حبیبی(دادستان فعلی اصفهان) ریاست آن را بر عهده داشت همراه با چهار مستشار دیگر تشکیل و پس از تشكيل چند جلسه و ساعت ها رسيدگى، قضات به اتفاق آرا او را به اعدام محكوم كردند.سپس پرونده با اعتراض مرد تبهكار به ديوان عالى كشور رفت و قضات ديوان با نقض حكم، پرونده را براى رفع نقص مجددا به دادگاه بازگرداندند. پس از رسيدگى دوباره، پرونده بار ديگر با صدور رای اعدام به ديوان عالى كشور فرستاده شد و قضات این مرجع عالی قضایی پس از رسیدگی به پرونده حکم اعدام را تایید کردند.

هشدار به افراد سودجو

غلامرضا انصاری ،رئيس كل دادگسترى اصفهان با هشدار به افراد سودجو و شيطان صفت كه با كمين بر سر راه زنان و دختران قصد تهديد و آزار و اذيت آنان را دارند، تأكيد كرد: دستگاه قضايى بشدت با تبهكاران و مجرمان برخورد مى كند تا جامعه از وجود آنها پاك شود.انصارى همچنين از خانواده ها خواست نسبت به رفت وآمد فرزندانشان كنترل بيشترى داشته باشند و در صورت بروز تهديد از سوى فرد يا افراد فرصت طلب موضوع را سريع به دستگاه قضايى يا پليس اطلاع دهند.

قاضی محمد رضا حبیبی،دادستان عمومی و انقلاب اصفهان نیز در گفتگو با اصفهان امروز با اعلام این موضوع که روند این پرونده به علت لزوم رفع پاره ای از نواقص از سال 85 تاکنون به طول انجامیده است، گفت:دستگاه قضایی به منظور حفظ کیان و آبروی شهروندان در بدو امر مجاز به بیان جزئیات پرونده ها به ویژه پرونده های دارای جرایمی مانند اعمال منافی عفت نیست ، و همین امر باعث می شود شهروندان تصور کنند این دستگاه نسبت به پرونده های اینچنینی بی اهمیت است، ولی این موضوع صحیح نمی باشد و دستگاه قضایی برای احقاق حقوق مردم با کسی مماشات نمی کند.حبیبی تصریح کرد: این پرونده با پیگیری جدی مسئولان قضایی استان به سرانجام رسید ، ولی زنان و دختران نیز باید به این موضوع توجه داشته باشند که افراد شیاد و سودجویی در جامعه وجود دارند که به دنبال سو استفاده از آنان هستند و باید ضمن رعایت کامل هوشیاری به مبانی اصولی و اعتقادی نیز اهمیت داده که یکی از ارکان این موضوع حفظ حجاب و عفاف می باشد. دادستان عمومی و انقلاب اصفهان همچنین تاکید کرد شهروندان به ویژه افرادی که اینچنین مورد تهدید افراد سود جو قرار می گیرند، باید پلیس ، بسیج و دستگاه قضایی را امین خود بدانند و در اولین حرکت موضوع را به این مراجع اعلام تا جلوی آسیب های بعدی گرفته شود.گفتنی است ،حکم صادر شده در دادگاه که به تایید دیوان عالی کشور نیز رسیده است اکنون قطعی بوده و به زودی پس از انجام تشریفات قانونی به اجرا در خواهد آمد.

|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/04/28  |
 فرار دالتون ها از آلکاتراز اصفهان

بامداد روز جمعه تعداد 6 زندانی از طریق حفر تونل از زندان مرکزی اصفهان موفق به فرار شدند.

زندان مرکزی اصفهان در غربی ترین نقطه اصفهان و روی خط سنگلاخی شهر اصفهان واقع گردیده. زندانی که بسیاری از کارشناسان معتقدند ظرفیت نگهداری 2500 نفر را دارد اما اکنون آمارها نشانگر آن است که بیش از 5 هزار نفر در آن نگهداری می شوند.حفر تونل و فرار از این مرکز امنیتی تا حدودی غیر ممکن به نظر می آید اما سوابق امر نشان می دهد فرار از این زندان غیر ممکن نبوده ،ولی حفر تونل و فرار موفق آن هم به طول 30 متر امری بدیع و تازه می باشد که از سال  53  به عنوان اولین سال تاسیس زندان دستگرد(مرکزی اصفهان) که اولین زندانیان اصفهان از زندان خیابان استانداری به این مرکز منتقل شدند تاکنون سابقه نداشته است.فرار از دیوار،فرار توسط خودرو حمل زباله،فرار در اثر تبانی و ... راه هایی است که در زندان های ایران مورد استفاده زندانیان قررار می گرفته، اما فرار به سبک سریال "فرار بزرگ" ساخته "جان استرجر" به  صورتیکه زندانیان فرصت،ابزار و وقت لازم و کافی برای حفر تونل آن هم به مدت 60 روز و طول بیش از 30 متر را داشته باشند امری قابل تامل است.

فرار از زندان طبیعی است

رئیس کل دادگستری استان اصفهان در تشریح چگونگی این فرار با بیان اینکه فرار از زندان یک حقیقت بلا منازع است گفت:سال های پیش از این نیز تعدادی از زندانیان از طریق حفر تونل قصد فرار از زندان را داشتند که این موضوع مشخص و با زندانیان برخورد شد.وی اظهار داشت: اين شش زنداني صبح روز جمعه 10 تير 1390 با حفر تونل از زندان دستگرد که به زندان مرکزی اصفهان موسوم است فرار كرده‌اند، رئيس كل دادگستري استان اصفهان در خصوص چگونگي حفر كانال خروجي از زندان دستگرد و كوهستاني بودن منطقه مذكور افزود: قسمتي از زمين زندان در گذشته براي كاربري كشاورزي استفاده شده است و به همين دليل خاك آن منطقه سست و زندانيان نيز در اين محل موفق به حفر تونل شدند. رئيس كل دادگستري استان اصفهان تصريح كرد: زندانيان فراري، شب‌ها با استفاده از آبكش و اجسام تيز اقدام به حفر تونل كرده و خاك آن را با استفاده از كيسه و ملافه به داخل چاه مي‌ريختند. وي با بيان اينكه زندانيان فراري، اصفهاني نبودند، گفت: بیشتر اين افراد به اتهام سرقت مسلحانه و يك نفر هم به اتهام مشاركت در قتل در زندان به سر مي‌بردند.انصاري ادامه داد: اين زندانيان با حفر 32 متر كانال طي دو ماه به محوطه‌ باز راه پيدا كرده و با تهديد يك سرباز در آن محوطه از زندان گريخته‌اند.رئيس كل دادگستري استان اصفهان اضافه كرد: يكي از متهمان در هنگام فرار در تونل گير كرده بود كه ماموران آتش نشاني موفق شدند او را كه دچار خفگي شديد شده بود بيرون كشيده و از مرگ حتمي نجات دهند.وي در ادامه به كوتاهي ماموران زندان در كنترل زندانيان در هنگام شب اشاره كرد و گفت: زندانيان فراري هم اينك تحت تعقيب ماموران قرار دارند و به زودي دستگير خواهند شد.انصاري با بيان اينكه احتمال همكاري برخي از زندانيان ديگر با اين افراد براي فرار از زندان وجود دارد، تاكيد كرد: مسئولان استان اصفهان پيگير چگونگي فرار اين شش زنداني هستند.

امنیت مخدوش نشده است

یک کارشناس مسایل حقوقی که نخواست نامش فاش شود در گفتگو با خبرنگار ما گفت:متاسفانه مسئولان سازمان زندان های استان اصفهان در برابر پرسش های خبرنگاران که برگرفته از افکار عمومی است سکوت اختیار کردند اما این روش یکی از منسوخ ترین روش های فرار از واقعیت است.وی اظهار داشت: بر اساس ماده 23 آیین نامه سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی و تبصره الحاقی آن حفاظت فیزیکی از زندان ها،مراکز حرفه آموزی و اشتغال و مراکز وابسته بر عهده خود این سازمان می باشد و نمی توان این موضوع را به نهاد یا ارگان های انتظامی و یا امنیتی دیگر ربط داد. وی اظهار داشت:فرار از زندان یک واقعیت است و ساخت زندان نیز به همین منظور در دستور کار حکومت ها قرار دارد تا بتوان در آن افراد جنایتکار و شرور را نگهداری نمود تا امنیت جوامع مخدوش نگردد لذا نمی توان سهل انگاری در نگهداری چند متهم را نشانه مخدوش شدن امنیت یک شهر دانست. این کارشناس حقوقی بیان داشت: مسئولان قضایی استان به تبع شغل و حرفه خود در این زمینه اطلاع رسانی هایی انجام دادند اما میزان توجه مردم به این گونه اخبار بیشتر از آن است که بتوان با این قبیل اطلاع رسانی ها عطش آنان را سیراب نمود و همین امر ایجاب می کند تا اطلاع رسانی مناسبی از طریق مبادی و کانال های رسمی و قانونی صورت پذیرد تا جلوی شایعات گرفته شود.گفتنی است، سال 77 نیز تعدادی از زندانیان باتهام سرقت مسلحانه اقدام به حفر تونل 8 متری در زندان اصفهان کرده و قصد فرار داشتند که هوشیاری ماموران باعث جلوگیری از فرار آنان و اجرای حکم  این افراد شد. همچنین شایان ذکر است  زندان های ایران به لحاظ شرایط امنیتی از دسته زندان هایی هستند که کمترین زندانی از آن موفق به فرار می شود و کشور هایی مانند ترکیه، مالزی، هند و چین تا پیش از فرار بزرگ 500 نفر از طالبان از زندان قندهار افغانستان رکوردار فرار زندانیان بودند.

 

|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/04/12  |
 دهمین متهم خمینی شهر دقایقی قبل دستگیر شد

یکی دیگر از جنایتکاران‌ فراری باغ خمینی شهر به نام روح‌ا منصوری ۳۰ ساله دقایقی پیش در خوزستان دستگیر شد.

گفتنی است، تا پیش از دستگیری وی ۹ تن از ۱3 جنایتکار حادثه خمینی شهر به دام افتادند که با دستگیری نفر دهم تعداد متهمان در بند قانون دو رقمی شد.

|+| نوشته شده توسط پارسا فرزین در 90/04/05  |
 
 
بالا